محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
259
آثار عجم ( فارسى )
الكسندر « 1 » ( 16 ) : اسكندر است و اين لفظ به زبان آريا نيست ؛ زيرا كه « لام » در آن است و لام در زبان آريا يافت نمىشود - چنان كه پيش از اين ذكر شد - به هر حال اين اسكندر ، از روم به ايران آمده ، داراى سيّم را قلع و قمع نموده و استخر را آتش زده و استيلاى وى در مملكت ايران ، 330 سال قبل از ميلاد مسيح ( ع ) بوده و 12 سال مستقلا سلطنت نموده و از وقت مرگ اسكندر تا ظهور اردشير بابكان ، از 500 سال متجاوز طول كشيد كه اشكانيان سلطنت مىكردند و اردشير بابكان تقريبا 200 سال بعد از مسيح سلطنت داشت و پادشاهيش از سى سال كمتر بوده [ است ] . نرسز « 2 » ( 17 ) : نرسى است كه پسر شاپور باشد و اين نسبت را از خطوط منقوشه بر احجار شاپور كازرون دريافتهاند ؛ كه به خطّ پهلوى است . خمانى « 3 » ( 18 ) : گويند « هما » ست كه بعضى او را دختر بهمن مىدانند . ( تا اينجا از كتاب روسى است ) . تنبيه : بر اشخاصى كه متتبع در تواريخ و سيراند ، اين معنى واضح و لايح خواهد بود كه چه اختلافات كلّى در روايات و تاريخهاى عالم واقع است ؛ بسا شخص معروفى را مورّخى از اهل مشرق زمين مىنويسد و ديگرى از اهل مغرب زمين ؛ همچنين مثلا پادشاهى را يكى پسر زيد مىداند و ديگرى پسر عمرو ؛ و همچنين در تاريخى ، نسبت شخص بزرگى را به طايفهاى داده ، در تاريخ ديگر ، نسبت همان را به طايفهء ديگر رسانيده و هميشه اين اختلافات در عالم بوده . مثلا در اكثر تواريخ نوشتهاند كه اسفنديار نامى پسر گشتاسپ است و بعضى مورّخين او را پسر دارا مىدانند ؛ همچنين است دارا : بسيارى وى را پسر بهمن گفتهاند و بعض ديگر پسر گشتاسپ . و اكثر از آن كتبى كه داراى اين اختلافات است ، نزد اين فقير موجود و حاضر است كه به طبع هم رسيده و منشاء اين اختلافات ، آنچه به نظر مىرسد ، يكى سهو كاتب است ، ديگر نسيان و سهو مورّخ و ديگر تغيير و تبديل در اسمها ، به مرور دهور [ 156 f ] ايّام و كثرت استعمال ؛ مثلا شخصى دو اسم داشته ؛ در يك زمان يا دو زمان يا بيشتر ، شرح احوال آن دو اسم يا بيشتر را على حدّه ، على حدّه نمودهاند ؛ با وجود اينكه مسمّاى آن اسماء يكى است و بالعكس .
--> ( 1 ) . به فتح اوّل و ثانى و رابع و سادس است ؛ باقى ساكن . ( 2 ) . به فتح اوّل و كسر سيّم و سكون دوم و چهارم ؛ و اين بايد غير از نرسى پسر پلاش و پسر بهرام باشد . ( 3 ) . به فتح خاء معجمه است .